وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند، غیر از خیالی خسته از تکرار تنهایی چه می ماند؟ از لحظه های رفته روشن چه می ماند؟ از من، اگر کوهم، اگر خورشید، اگر دریا، بی تو میان قاب پیراهن چه می ماند؟ بی تو چه فرقی می کند دنیای تنها را ، غیر از غبار و آدم و آهن چه می ماند؟